
به نام نامي عشق ، كه با جادو و سحر
پر كرده دلم رو شور و احساس و مهر
از اون روز كه گشتم ، از يارم جدا
گناهي نداشتم ، كه دادند جزا
ازو خواستم بده ، به مرگم رضا
كه سرگردون نشه ، روحم در فضا
نبخشيد و به دستم ، ريخت آب پاك
عذابم ميدند ، حالا زير خاك
شبي رفتم به خوابش ، گفتم ببخش
منو ديد و خيس شد با اشك رخش
به من گفت بموني ، جايي نري
تو عشقم ، هميشه تاج سري
همون وقت بر دلم خورد برقي شديد
كه حس كردم دلم بازم تپيد
چرا جدايي را ، خلق كرد خدا
چرا بر عاشق ، اين كرد روا
چرا پايان هر آغاز راهيست جديد
چرا جدايي عذابيست شديد
اگه همه راه ها به سوي خداست
پس اونجا كه يار چش براهه كجاست
همون جاده كه عشق كرده پديد
يارم اونجا رفت و شد ناپديد
سلطان عشق
22/2/90
سلطان عشق...
ما را در سایت سلطان عشق دنبال میکنید
برچسب: چرا جدايي؟, نویسنده: خسرو آهنگرزاده بازدید: 191 تاريخ: يکشنبه 20 دی 1394 ساعت: 4:18

تو ملك بودي و در اوج فلك
من يه شيشه كه تنش خورده ترك
تو همون ماه شبي كه افتاده به آب ها
جاي پاتون هنوزم ، مونده رو خواب ها
تو فريبا ، فاتح گمگشته به رويام
من شكسته ، كشتي ارواح رو دريام
يه اسيري كه تو بستي به صليبت
دله من مجنون تو گشته ز فريبت
نفسم بند اومده زود بيا كن مددي
منو ساحل برسون كه شنا خوب بلدي
سلطان عشق
22/2/90
سلطان عشق...
ما را در سایت سلطان عشق دنبال میکنید
برچسب: جاي پاهاي شما, نویسنده: خسرو آهنگرزاده بازدید: 206 تاريخ: يکشنبه 20 دی 1394 ساعت: 4:17

چيدم سيب سرخي از درخت
شبيه شهد بود و حلوا
گذاشتم درون هفت سين
يادگاري باشه از حوّا
آه كه مي سوزم از تنهايي
ندارم سوي او راهي
اين همه دوس داشتنا
شده آرزويي واهي
حالا برا ديدنش ديره
جاده در دست تعميره
گناه من نبود هيچوقت
زندگيم دست تقديره
مياد ايستگاه مي زنه پرسه
وقتي از تنهاييا مي ترسه
سالا انتظار و دوري به
يه لحظه ديدنش مي ارزه
اون آزاد و من زندوني
شبا خوابم مياد پنهوني
مي پرسم كه دوسم داري
ميگه خودت خوب مي دوني
سلطان عشق
3/2/91
كهكشان1
سلطان عشق...
ما را در سایت سلطان عشق دنبال میکنید
برچسب: جاده در دست تعميره, نویسنده: خسرو آهنگرزاده بازدید: 214 تاريخ: يکشنبه 20 دی 1394 ساعت: 4:15

كشته منو دلواپسي
در دلم هست عشق كسي
مي بخشم اين ، هفت آسمون
تا تو باشي ، برام بسي
زيباترين شعره مني
كه تا به حال گفته ام
ولي از اين كه رفته اي
به خاطرت آشفته ام
من رد پاهاي توام
وقت عروج به آسمون
بارون عشقت مي شوم
با تابش رنگين كمون
در آسمون خيس چش
قطره ي اشكه بودني
چيكه چيكه مي چكي و
تو لايق سرودني
با حس خود به شعر من
افسون و جادو مي دمي
افسونگر شعراي من
رحمي بكن به من كمي
اِنقد دور گشته اي
هرگز به پات نمي رسم
دلت بسوزه حال من
بي تو يتيم و بي كسم
سلطان عشق
20/8/89
سلطان عشق...ما را در سایت سلطان عشق دنبال میکنید
برچسب: تو لايق سرودني, نویسنده: خسرو آهنگرزاده بازدید: 199 تاريخ: شنبه 5 دی 1394 ساعت: 22:35

تو تمومه دنياي مني ديوونه
اينو گفتم كه ياده تو بمونه
ديگه اصلا برام مهم نيست
حتي اگه همه عالم بدونه
تو دنياي مني و من ديوونت
بكن ديوونه رو دعوت به خونت
آخه نگفتي طفلكي جايي نداره
نذاشتي سر بذارم روي شونت
آره من ديوونه ام ، ديوونه ي ديوونگيهات
واسه همين بود كه خدا تو رو بهم داد
ولي تو منو تنها گذاشتي رفتي
نگفتي اون عاشقم بود ، منو ميخواد
دروغه كه ميگن ديوونه خوشبخته
اينكه من بي تو باشم ، خيلي سخته
حالا من ديوونه اي تك و تنهام
تو كه رفتي ، دنيامم با تو رفته
سلطان عشق
23/8/91
سلطان عشق...ما را در سایت سلطان عشق دنبال میکنید
برچسب: تو تمومه دنياي مني ديوونه, نویسنده: خسرو آهنگرزاده بازدید: 329 تاريخ: شنبه 5 دی 1394 ساعت: 22:31

تو هم خواب منی هم توی خوابم
تو رو می بینمت که دورت آبه
میام دنباله تو با یه قایق
یکی میگه نرو اون سرابه
تو رو می بینمت که مثله نوری
قشنگ و خوشگلی ، شبیه حوری
می دونم که منو بردی از یاد
که حالا اومدی به خوابم زوری
همین امشب تو رو در خواب دیدم
تو انگار کرده ای در خوابم ریشه
بهت گفتم میشه پیشم بمونی
تو گفتی که نزن به ریشه تیشه
درونه کوچه های تنگ و تاریک
تو رفتی و ازم دور گشتی اما
هنوزم من اسیر موج دریام
که غرق کرده توفان کشتی ام را
سلطان عشق
17/11/92
كهكشان 1
ما را در سایت سلطان عشق دنبال میکنید
برچسب: تو انگار کرده ای در خوابم ریشه, نویسنده: خسرو آهنگرزاده بازدید: 244 تاريخ: شنبه 5 دی 1394 ساعت: 22:29

تو مي گفتي : ما دو تا عاشقه هميم
چون كبوتر ، كه به هم مي آييم
لونه ساختيم ، در ميونه دل ها
تا بدونيم كه هر لحظه ، كجاييم
عشقو برديم ، ميونه دله خود
حالا اين دل ، عاشقي رو بلده
از وقتي حاكم شد ، سرنوشت
تازه فهميديم كه ، تقدير غلطه
غرقه رويا بوديم در خيال
تو عروس بودي سوار بر اسبي
نديدم پيش خود تو رو هرگز
ولي باز چقد تو دلچسبي
يه جايي گوشه اي از دله من
مي دونم هستي و باهام مي موني
شبا پشت شيشه ي رويا
لالايي واسه ي چشام مي خوني
منتظر مي موندي كه شايد بيام
تا بگي عشقه رويام ، مردَم اومده
علت رفتنم جبر بوده ولي
خيلي از دوريت دردم اومده
سلطان عشق
4/4/92
كهكشان 1
سلطان عشق...
ما را در سایت سلطان عشق دنبال میکنید
برچسب: پشت شيشه ي رويا, نویسنده: خسرو آهنگرزاده بازدید: 183 تاريخ: سه شنبه 1 دی 1394 ساعت: 18:52

کدوم بی رحم شکسته پر و بالت؟
به کی بگم خبر گیره زحالت؟
از وقتی پیر گشتم نا ندارم
نگو که ، زیاد نیست سن و سالت
تو که رفتی به انتظارت نشستم
زیاد شد انتظار و من شکستم
از بس درد سخت بود و سنگین
به یادت از خوشی ها گسستم
چشام باز مونده، خود زیر خاکم
بیا و لحظه ای چشامو بنگر
همیشه بوده ام چشم به راهت
تو را خواهم از خدا بار دیگر
برا هر یک از شبای غربت
نقطه ای گذاشتم از ستاره
حالا شب پر از ستاره گشته
برا ماه ، جایی نداره
سال ها که یار در دلم بود
به عهدش وفا نمی کرد
وقتی هم که روندم از خود
دلمو رها نمی کرد
دلشو سخت شکستم
که زود ازم جدا شه
ولی این خواست خدا بود
که دلم باز مبتلا شه
اگه یار اراده می کرد
می شدم خاک، زیر پایش
له کنه یار سینه ام را
جان دهم من برایش
سلطان عشق
23/1/88
سلطان عشق...ما را در سایت سلطان عشق دنبال میکنید
برچسب: بیا و لحظه ای چشامو بنگر, نویسنده: خسرو آهنگرزاده بازدید: 210 تاريخ: سه شنبه 1 دی 1394 ساعت: 18:51

عمرم گذشت نموند برام مجالي
اي عشق من باز كه تو بي خيالي
ماه جهان قدش برات خميده
خورشيد صبحا با نام تو دميده
چشم براتم نيومدي پس چرا؟
سالا گذشت يه بار نديدم ترا
يه روز گفتي ازت دارم سوالي
گفتم بپرس گفتي بي من چه حالي؟
نمي دوني فكر تو با من چه كرد
بيا ببين اشكاي چشم يه مرد
نگاه تو چشم و دلم كور كرد
عشق زياد تو رو ازم دور كرد
بي تو ندارم لحظه اي رو قرار
قسم ميدم بسوي من رو بيار
عشق تو وقتي دميد بر تنم
حتي به سالي نكشيد مردنم
من چي بگم براي تو از غزل
مطلع شعرام شده اي از ازل
سلطان عشق
14/12/90
كهكشان1
سلطان عشق...ما را در سایت سلطان عشق دنبال میکنید
برچسب: بيا ببين اشكاي چشماي يه مرد, نویسنده: خسرو آهنگرزاده بازدید: 205 تاريخ: سه شنبه 1 دی 1394 ساعت: 18:50

اگه حوری ، چون بلوری
من یه شیدا ، تو پدیده
تو از دیده به دوری
که کسی تو رو ندیده
تو که خود تابش نوری
من یه آهنه خمیده
تو شراره از تنوری
که به سوی من پریده
تو یه شعری ، تو شعوری
من یه عاشق ، یه رمیده
تو یه عشقی ، یه حضوری
که به دور من تنیده
تو جوون و با غروری
من یه پیر رنگ پریده
تو سرشاره از سروری
که به روح من دمیده
اگه بودی در دوراهی
گه میری ، می ایستی گاهی
به یادم که افتی ناگه
بکشی برام یه آهی
سلطان عشق
1/12/89
سلطان عشق...
ما را در سایت سلطان عشق دنبال میکنید
برچسب: به یادم که افتی, نویسنده: خسرو آهنگرزاده بازدید: 205 تاريخ: سه شنبه 1 دی 1394 ساعت: 18:49